حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 441غزل شمارهٔ 441شاعر: حافظوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انبودیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی2نقل کریںبگفتمی که «چه ارزد نسیم طرهٔ دوست؟»گرم به هر سر مویی هزار جان بودی3نقل کریںبرات خوشدلی ما چه کم شدی یا ربگرش نشان امان از بد زمان بودی4نقل کریںگرَم زمانه سرافراز داشتی و عزیزسریر عزتم آن خاک آستان بودی5نقل کریںز پرده کاش برون آمدی چو قطرهٔ اشککه بر دو دیدهٔ ما حکم او روان بودی6نقل کریںاگر نه دایرهٔ عشق راه بربستیچو نقطه حافظ سرگشته در میان بودی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسحر با باد میگفتم حدیث آرزومندیخطاب آمد که «واثق شو، به الطاف خداوندی»حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 440اگلی نظمبه جان او که گرم دسترس به جان بودیکمینه پیشکش بندگانش آن بودیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 442زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاگر نسیم سحرگاه مهربان بودیز بوی گل قفسم رشک گلستان بودیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6853به جان او که گرم دسترس به جان بودیکمینه پیشکش بندگانش آن بودیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 442آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریاسارنگ صیرفیانفریدون فرحاندوزنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسحر با باد میگفتم حدیث آرزومندیخطاب آمد که «واثق شو، به الطاف خداوندی»حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 440