حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 308غزل شمارهٔ 308شاعر: حافظوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: یلہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیلسَلسَبیلت کرده جان و دل سَبیل2نقل کریںسبزپوشانِ خَطَت بر گِردِ لبهمچو مورانند گِردِ سَلسَبیل3نقل کریںناوَکِ چشمِ تو در هر گوشهایهمچو من افتاده دارد صد قَتیل4نقل کریںیا رب این آتش که در جانِ من استسرد کن زان سان که کردی بر خلیل5نقل کریںمن نمییابم مجال ای دوستانگرچه دارد او جمالی بس جمیل6نقل کریںپای ما لَنگ است و منزل بس درازدست ما کوتاه و خرما بر نَخیل7نقل کریںحافظ از سرپنجهٔ عشقِ نگارهمچو مور افتاده شد در پایِ پیل8نقل کریںشاهِ عالم را بقا و عِزّ و نازباد و هر چیزی که باشد زین قَبیل◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر نکتهای که گفتم در وصفِ آن شَمایلهر کو شنید گفتا «لِلّهِ دَرُّ قائل»حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 307اگلی نظمعشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْفاممجلسِ اُنس و حریفِ همدم و شُربِ مدامحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 309زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل بر نیاید: تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته.پیش درویشان بود خونت مباحسعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 76رهروان را عشق بس باشد دلیلآب چشم اندر رهش کردم سبیلحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 16آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیاناحسان حلاجآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر نکتهای که گفتم در وصفِ آن شَمایلهر کو شنید گفتا «لِلّهِ دَرُّ قائل»حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 307
اگلی نظمعشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْفاممجلسِ اُنس و حریفِ همدم و شُربِ مدامحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 309
دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل بر نیاید: تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته.پیش درویشان بود خونت مباحسعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 76