حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 307غزل شمارهٔ 307شاعر: حافظوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ایلصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر نکتهای که گفتم در وصفِ آن شَمایلهر کو شنید گفتا «لِلّهِ دَرُّ قائل»2نقل کریںتحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اولآخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل3نقل کریںحَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید«از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»4نقل کریںگفتم که «کِی ببخشی بر جانِ ناتوانم؟»گفت «آن زمان که نَبْوَد جان در میانه حائل»5نقل کریںدل دادهام به یاری، شوخی، کَشی، نگاریمَرضیّةُ السَجایا مَحمودَةُ الخَصائل6نقل کریںدر عینِ گوشهگیری بودم چو چشمِ مستتو اکنون شدم به مستان چون ابرویِ تو مایل7نقل کریںاز آبِ دیده صد رَه طوفانِ نوح دیدموز لوحِ سینه نقشت هرگز نگشت زایل8نقل کریںای دوست دستِ حافظ تَعویذِ چشم زخم استیا رب ببینم آن را در گردنت حَمایل◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصولرَسَد به دولتِ وصلِ تو کارِ من به اصولحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 306اگلی نظمای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیلسَلسَبیلت کرده جان و دل سَبیلحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 308آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیاناحسان حلاجمحمدرضاکاکائیآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصولرَسَد به دولتِ وصلِ تو کارِ من به اصولحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 306