شاعر: حافظ
زمین
مکش دردسر شهرت میفکن بر نگین زورش
برای نام اگر جان میکنی مگذار در گورش
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1783
نگار من که باشد خانه از کوی وفا دورش
نبینم خانه ای در شهر دور از فتنه و شورش
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 190
من و عشقی که دست چرخ را چنبرکند زورش
گذارد درفلاخن کوه قاف عقل راشورش
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4933
شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورش
نسازد پرده رنبوری انگور مستورش
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4934