حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 446غزل شمارهٔ 446شاعر: حافظوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: وداریصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںصبا تو نکهت آن زلف مشک بو داریبه یادگار بمانی که بوی او داری22نقل کریںدلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوستتوان به دست تو دادن گرش نکو داری33نقل کریںدر آن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفتجز این قدر که رقیبان تندخو داری44نقل کریںنوای بلبلت ای گل کجا پسند افتدکه گوش و هوش به مرغان هرزه گو داری55نقل کریںبه جرعه تو سرم مست گشت نوشت بادخود از کدام خم است این که در سبو داری66نقل کریںبه سرکشی خود ای سرو جویبار منازکه گر بدو رسی از شرم سر فروداری77نقل کریںدم از ممالک خوبی چو آفتاب زدنتو را رسد که غلامان ماه رو داری88نقل کریںقبای حسن فروشی تو را برازد و بسکه همچو گل همه آیین رنگ و بو داری99نقل کریںز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشققدم برون نه اگر میل جست و جو داری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتو را که هر چه مراد است در جهان داریچه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری؟حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 445اگلی نظمبیا با ما مَوَرز این کینهداریکه حق صحبت دیرینه داریحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 447◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریاسارنگ صیرفیانفریدون فرحاندوزنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتو را که هر چه مراد است در جهان داریچه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری؟حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 445