صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 169

غزل شمارهٔ 169

شاعر: حافظ

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ارانراچهشد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد؟
دوستی کِی آخر آمد؟ دوست‌دار‌ان را چه شد؟

Friendship in none, I perceive. To friends what hath happened? Friendship ended when? To friends what hath happened?

22
آب حیوان تیره‌گون شد، خضر فرخ‌پِی کجاست؟
خون چکید از شاخِ گل، بادِ بهار‌ان را چه شد؟

Black of hue became the water of life. Khizr, auspicious of foot, is where? From its own color, the rose hath changed. To the spring-breeze what hath happened?

33
کس نمی‌گوید که «یاری داشت حقِّ دوستی»
حق‌شناسان را چه حال افتاد؟ یاران را چه شد؟

None saith: “A friend preserved the right of friendship.” Those right-understanding, what state hath befallen? To friends what hath happened?

44
لعلی از کانِ مُروّت برنیامد سال‌هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟

Years it is since no ruby came from the mine of manliness: To the sun’s heat, to the wind’s effort, to the rains, what hath happened?

55
شهرِ یاران بود و خاکِ مهر‌بانان این دیار
مهربانی کِی سر آمد؟ شهریار‌ان را چه شد؟

This land was “the city of friends” and “the dust of kind ones” Friendship, how ended? To the city friends, what hath happened?

66
گویِ توفیق و کرامت، در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید، سوار‌ان را چه شد؟

Into the midst, the ball of grace and of liberality, they have cast: In the plain none appeareth. To the horsemen what hath happened?

77
صدهزاران گل شکفت و بانگِ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد؟ هَزاران را چه شد؟

Many a rose hath blossomed; no cry of a bird hath risen: To the nightingales, what hath chanced? To those of a thousand notes what hath happened?

88
زهره سازی خوش نمی‌سازد، مگر عود‌ش بسوخت؟
کس ندارد ذوقِ مستی، مِی‌گسار‌ان را چه شد؟

No sweet melody, maketh Zohre. Perchance, she hath consumed her lute: Intoxication, none desireth. To the wine-drinkers, what hath happened?

99
حافظ اسرارِ الهی کَس نمی‌داند، خموش
از که می‌پرسی که دورِ روزگار‌ان را چه شد؟

Hafez! Divine mysteries, none knoweth. Silence! Of whom, askest thou saying: “To the state of Time’s revolution, what hath happened?”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گداخت جان که شود کارِ دل تمام و نشد

بسوختیم در این آرزویِ خام و نشد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 168

اگلی نظم

زاهدِ خلوت‌نشین، دوش به مِیخانه شد

از سرِ پیمان بِرَفت، با سرِ پیمانه شد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 170

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جان به تنگ آمد زکلفت غمگساران را چه شد؟

دل به جان آمد ز وحشت دل شکاران را چه شد؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2425

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00