غالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 78رباعی شمارهٔ 78شاعر: غالب دهلویوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انشکردمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر چند شبی که میهمانش کردمبر خویش به لابه مهربانش کردم2نقل کریںآه از دل هیچگه میاسای که مندر وصل ز خویش بدگمانش کردم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشاها هر چند وایه جوی آمده امدانی که چه مایه نغزگوی آمده امغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 77اگلی نظمرنجورم و می به دهر درمان بودمنیروی دل و روشنی جان بودمغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 79ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشاها هر چند وایه جوی آمده امدانی که چه مایه نغزگوی آمده امغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 77
اگلی نظمرنجورم و می به دهر درمان بودمنیروی دل و روشنی جان بودمغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 79