غالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 41رباعی شمارهٔ 41شاعر: غالب دهلویوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارشنکشدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںغالب غم روزگار و بارش نکشدوز حور بهشت انتظارش نکشد2نقل کریںدارد تن و تن ز درد زارش نکنددارد دل و دل به هیچ کارش نکشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای آن که هما اسیر دامت باشدصاف می خسروی به جامت باشدغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 40اگلی نظمروی تو به آفتاب تابان ماندخوی تو به سیل در بیابان ماندغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 42ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای آن که هما اسیر دامت باشدصاف می خسروی به جامت باشدغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 40
اگلی نظمروی تو به آفتاب تابان ماندخوی تو به سیل در بیابان ماندغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 42