صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 104

غزل شمارهٔ 104

شاعر: غالب دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارامدورفت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

یار در عهد شبابم به کنار آمد و رفت

همچو عیدی که در ایام بهار آمد و رفت

2

تا نفس باخته پیروی شیوه کیست

تندبادی که به تاراج غبار آمد و رفت

3

سبحه گردان اثرهای وجودست خیال

هر چه گل کرد تو گویی به شمار آمد و رفت

4

طالع بسمل ما بین که کماندار ز پی

پاره ای بر اثر خون شکار آمد و رفت

5

شادی و غم همه سرگشته تر از یکدگرند

روز روشن به وداع شب تار آمد و رفت

6

هرزه مشتاب و پی جاده شناسان بردار

ای که در راه سخن چون تو هزار آمد و رفت

7

برق تمثال سراپای تو می خواست کشید

طرز رفتار ترا آینه دار آمد و رفت

8

هله غافل ز بهاران چه طمع داشته ای

گیر کامسال به رنگینی پار آمد و رفت

9

به فریب اثر جلوه قاتل صد بار

جان به پروانگی شمع مزار آمد و رفت

10

غالبا عین حزینست به هنجار بروز

موج این بحر مکرر به کنار آمد و رفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بس که از تاب نگاه تو ز آسودن رفت

باده چون رنگ خود از شیشه به پالودن رفت

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103

اگلی نظم

دل برد و حق آنست که دلبر نتوان گفت

بیداد توان دید و ستمگر نتوان گفت

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 105

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور