صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 94

غزل شمارهٔ 94

شاعر: غالب دهلوی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گلشن به فضای چمن سینه ما نیست

هر دل که نه زخمی خورد از تیغ تو وا نیست

2

می سوزم و می ترسم از آسیب ز دانش

آوخ که در آتش اثر آب بقا نیست

3

عمری ست که می میرم و مردن نتوانم

در کشور بیداد تو فرمان قضا نیست

4

هفت اختر و نه چرخ خود آخر به چه کارند؟

بر قتل من این عربده با یار روا نیست

5

عمری سپری گشت و همان بر سر جورست

گویند بتان را که وفا نیست، چرا نیست؟

6

جنت نکند چاره افسردگی دل

تعمیر به اندازه ویرانی ما نیست

7

با خصم زبون غیر ترحم چه توان کرد

من ضامن تأثیر اگر ناله رسا نیست

8

فریاد ز زخمی که نمکسود نباشد

هنگامه بیفزای که پرسش به سزا نیست

9

گر مهر وگر کین همه از دوست قبول است

اندیشه جز آیینه تصویرنما نیست

10

مینای می از تندی این می بگدازد

پیغام غمت در خور تحویل صبا نیست

11

هر مرحله از دهر سراب است لبی را

کز نقش کف پای کسی بوسه‌ربا نیست

12

از ناز دل بی هوس ما نپسندید

دل تنگ شد و گفت در این خانه هوا نیست

13

برگشتن مژگان تو از روی عتاب است

کاندر دلم از تنگی جا یک مژه جا نیست

14

دریوزه راحت نتوان کرد ز مرهم

غالب همه تن خسته یارست گدا نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نه هرزه همچو نی از مغزم استخوان خالی ست

که جای ناله زاری در این میان خالی ست

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 93

اگلی نظم

بلبل دلت به ناله خونین به بند نیست

آسوده زی که یار تو مشکل پسند نیست

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 95

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

قانون ادب پرده در صورت و صدا نیست

زین ساز مگو تا نفست سرمه نوا نیست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 740

کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست

در رهگذرِ کیست که دامی ز بلا نیست

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 69

بسم اللّه الرحمن الرحیم و به نستعین

الحمدللّه الذی نور قلوب الصادقین بهدایة العرفان و الایقان و ابصر عیون السالکین بمدارع القلوب و البرهان و صلی اللّه علی النبی محمد و آله الداعین الی المغفرة و الرضوان.

شیخ محمود شبستری»شیخ محمود شبستری»مراتب العارفین

صافی شوم از کون که در درد صفا نیست

بر عرش زنم جوش که در خمکده جا نیست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 69

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور