غالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 14رباعی شمارهٔ 14شاعر: غالب دهلویوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ختیکهمراستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر خورد تبر بود درختی که مراستخاییده آتش ست رختی که مراست2نقل کریںبی آن که تو بدنام شوی می کشدمناسازتر از خوی تو بختی که مراست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکس را نبود رخی بدین سان که تراستپاکیزه تنی به خوبی جان که تراستغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 13اگلی نظمهستم ز می امید سرمست و بس استدارم سر این کلاه در دست و بس استغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکس را نبود رخی بدین سان که تراستپاکیزه تنی به خوبی جان که تراستغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 13
اگلی نظمهستم ز می امید سرمست و بس استدارم سر این کلاه در دست و بس استغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 15