فردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 12بخش 12شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فرشید ربانی، محمدیزدانی جویندهآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمیان سپهدار و آن سرو بنزنی بود گوینده شیرین سخن2نقل کریںپیام آوریدی سوی پهلوانهم از پهلوان سوی سرو روان3نقل کریںسپهدار دستان مر او را بخواندسخن هر چه بشنید با او براند4نقل کریںبدو گفت نزدیک رودابه روبگویش که ای نیک دل ماه نو5نقل کریںسخن چون ز تنگی به سختی رسیدفراخیش را زود بینی کلید6نقل کریںفرستاده باز آمد از پیش سامابا شادمانی و فرخ پیام7نقل کریںبسی گفت و بشنید و زد داستانسرانجام او گشت همداستان8نقل کریںسبک پاسخ نامه زن را سپردزن از پیش او بازگشت و ببرد9نقل کریںبه نزدیک رودابه آمد چو بادبدین شادمانی ورا مژده داد10نقل کریںپری روی بر زن درم برفشاندبه کرسی زر پیکرش برنشاند11نقل کریںیکی شاره سربند پیش آوریدشده تار و پود اندرو ناپدید12نقل کریںهمه پیکرش سرخ یاقوت و زرشده زر همه ناپدید از گهر13نقل کریںیکی جفت پر مایه انگشتریفروزنده چون بر فلک مشتری14نقل کریںفرستاد نزدیک دستان سامبسی داد با آن درود و پیام15نقل کریںزن از حجره آنگه به ایوان رسیدنگه کرد سیندخت او را بدید16نقل کریںزن از بیم برگشت چون سندروسبترسید و روی زمین داد بوس17نقل کریںپر اندیشه شد جان سیندخت ازویبه آواز گفت از کجایی بگوی18نقل کریںزمان تا زمان پیش من بگذریبه حجره درآیی به من ننگری19نقل کریںدل روشنم بر تو شد بدگمانبگویی مرا تا زهی گر کمان20نقل کریںبدو گفت زن من یکی چارهجویهمی نان فراز آرم از چند روی21نقل کریںبدین حجره رودابه پیرایه خواستبدو دادم اکنون همینست راست22نقل کریںبیاوردمش افسر پرنگاریکی حلقه پرگوهر شاهوار23نقل کریںبدو گفت سیندخت بنماییامدل بسته ز اندیشه بگشاییام24نقل کریںسپردم به رودابه گفت این دو چیزفزون خواست اکنون بیارمش نیز25نقل کریںبها گفت بگذار بر چشم منیکی آب بر زن برین خشم من26نقل کریںدرم گفت فردا دهد ماه رویبها تا نیابم تو از من مجوی27نقل کریںهمی کژ دانست گفتار اوبیاراست دل را به پیکار او28نقل کریںبیامد بجستش بر و آستیهمی جست ازو کژی و کاستی29نقل کریںبه خشم اندرون شد ازان زن غمیبه خواری کشیدش بروی زمی30نقل کریںچو آن جامههای گرانمایه دیدهم از دست رودابه پیرایه دید31نقل کریںدر کاخ بر خویشتن بر ببستاز اندیشگان شد به کردار مست32نقل کریںبفرمود تا دخترش رفت پیشهمی دست برزد به رخسار خویش33نقل کریںدو گل را به دو نرگس خوابدارهمی شست تا شد گلان آبدار34نقل کریںبه رودابه گفت ای سرافراز ماهگزین کردی از ناز برگاه چاه35نقل کریںچه ماند از نکو داشتی در جهانکه ننمودمت آشکار و نهان36نقل کریںستمگر چرا گشتی ای ماهرویهمه رازها پیش مادر بگوی37نقل کریںکه این زن ز پیش که آید همیبه پیشت ز بهر چه آید همی38نقل کریںسخن بر چه سانست و آن مرد کیستکه زیبای سربند و انگشتریست39نقل کریںز گنج بزرگ افسر تازیانبه ما ماند بسیار سود و زیان40نقل کریںبدین نام بد دادخواهی به بادچو من زادهام دخت هرگز مباد41نقل کریںزمین دید رودابه و پشت پایفرو ماند از خشم مادر به جای42نقل کریںفرو ریخت از دیدگان آب مهربه خون دو نرگس بیاراست چهر43نقل کریںبه مادر چنین گفت کای پر خردهمی مهر جان مرا بشکرد44نقل کریںمرا مام فرخ نزادی ز بننرفتی ز من نیک یا بد سخن45نقل کریںسپهدار دستان به کابل بماندچنین مهر اویم بر آتش نشاند46نقل کریںچنان تنگ شد بر دلم بر جهانکه گریان شدم آشکار و نهان47نقل کریںنخواهم بدن زنده بیروی اوجهانم نیرزد به یک موی او48نقل کریںبدان کو مرا دید و بامن نشستبه پیمان گرفتیم دستش بدست49نقل کریںفرستاده شد نزد سام بزرگفرستاد پاسخ به زال سترگ50نقل کریںزمانی بپیچید و دستور بودسخنهای بایسته گفت و شنود51نقل کریںفرستاده را داد بسیار چیزشنیدم همه پاسخ سام نیز52نقل کریںبه دست همین زن که کندیش مویزدی بر زمین و کشیدی به روی53نقل کریںفرستاده آرندهٔ نامه بودمرا پاسخ نامه این جامه بود54نقل کریںفروماند سیندخت زان گفتگویپسند آمدش زال را جفت اوی55نقل کریںچنین داد پاسخ که این خرد نیستچو دستان ز پرمایگان گرد نیست56نقل کریںبزرگست پور جهان پهلوانهمش نام و هم رای روشن روان57نقل کریںهنرها همه هست و آهو یکیکه گردد هنر پیش او اندکی58نقل کریںشود شاه گیتی بدین خشمناکز کابل برآرد به خورشید خاک59نقل کریںنخواهد که از تخم ما بر زمینکسی پای خوار اندر آرد به زین60نقل کریںرها کرد زن را و بنواختشچنان کرد پیدا که نشناختش61نقل کریںچنان دید رودابه را در نهانکجا نشنود پند کس در جهان62نقل کریںبیامد ز تیمار گریان بخفتهمی پوست بر تنش گفتی بکفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو برخاست از خواب با موبدانیکی انجمن کرد با بخردانفردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 11اگلی نظمچو آمد ز درگاه مهراب شادهمی کرد از زال بسیار یادفردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 13آڈیوصداکار منتخب کریںفرشید ربانیمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور