صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »منوچهر
  4. »بخش 26

بخش 26

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

صداکاران: فرشید ربانی، محمدیزدانی جوینده
Toggle stanza 1
11
بیامد یکی موبدی چرب دست
مر آن ماه رخ را به می کرد مست
22
بکافید بی‌رنج پهلوی ماه
بتابید مر بچه را سر ز راه
33
چنان بی‌گزندش برون آورید
که کس در جهان این شگفتی ندید
44
یکی بچه بُد چون گَوی شیرفَش
به بالا بلند و به دیدار کش
55
شگفت اندرو مانده بد مرد و زن
که نشنید کس بچهٔ پیل تن
66
همان دردگاهش فرو دوختند
به دارو همه درد بسپوختند
77
شبانروز مادر ز می خفته بود
ز می خفته و هش ازو رفته بود
88
چو از خواب بیدار شد سرو بن
به سیندخت بگشاد لب بر سخن
99
بر او زر و گوهر برافشاندند
ابر کردگار آفرین خواندند
1010
مر آن بچه را پیش او تاختند
به سان سپهری برافراختند
1111
بخندید از آن بچه سرو سُهی
بدید اندرو فر شاهنشهی
1212
برستم بگفتا غم آمد به سر
نهادند رستمش نام پسر
1313
یکی کودکی دوختند از حریر
به بالای آن شیر ناخورده شیر
1414
درون وی آگنده موی سمور
به رخ بر نگاریده ناهید و هور
1515
به بازوش بر اژدهای دلیر
به چنگ اندرش داده چنگال شیر
1616
به زیر کش اندر گرفته سنان
به یک دست کوپال و دیگر عنان
1717
نشاندندش آنگه بر اسپ سمند
به گرد اندرش چاکران نیز چند
1818
چو شد کار یکسر همه ساخته
چنان چون ببایست پرداخته
1919
هیون تکاور برانگیختند
به فرمان بران بر درم ریختند
2020
پس آن صورت رستم گرزدار
ببردند نزدیک سام سوار
2121
یکی جشن کردند در گلستان
ز زاولستان تا به کابلستان
2222
همه دشت پر باده و نای بود
به هر کنج صد مجلس آرای بود
2323
به زاولستان از کران تا کران
نشسته به هر جای رامشگران
2424
نبد کهتر از مهتران بر فرود
نشسته چنان چون بود تار و پود
2525
پس آن پیکر رستم شیرخوار
ببردند نزدیک سام سوار
2626
ابر سام یل موی بر پای خاست
مرا ماند این پرنیان گفت راست
2727
اگر نیم ازین پیکر آید تنش
سرش ابر ساید زمین دامنش
2828
وزان پس فرستاده را پیش خواست
درم ریخت تا بر سرش گشت راست
2929
به شادی برآمد ز درگاه کوس
بیاراست میدان چو چشم خروس
3030
می‌آورد و رامشگران را بخواند
به خواهندگان بر درم برفشاند
3131
بیاراست جشنی که خورشید و ماه
نظاره شدند اندران بزمگاه
3232
پس آن نامهٔ زال پاسخ نوشت
بیاراست چون مرغزار بهشت
3333
نخست آفرین کرد بر کردگار
بران شادمان گردش روزگار
3434
ستودن گرفت آنگهی زال را
خداوند شمشیر و کوپال را
3535
پس آمد بدان پیکر پرنیان
که یال یلان داشت و فر کیان
3636
بفرمود کین را چنین ارجمند
بدارید کز دم نیابد گزند
3737
نیایش همی کردم اندر نهان
شب و روز با کردگار جهان
3838
که زنده ببیند جهانبین من
ز تخم تو گردی به آیین من
3939
کنون شد مرا و ترا پشت راست
نباید جز از زندگانیش خواست
4040
فرستاده آمد چو باد دمان
بر زال روشن دل و شادمان
4141
چو بشنید زال این سخنهای نغز
که روشن روان اندر آید به مغز
4242
به شادیش بر شادمانی فزود
برافراخت گردن به چرخ کبود
4343
همی گشت چندی بروبر جهان
برهنه شد آن روزگار نهان
4444
به رستم همی داد ده دایه شیر
که نیروی مردست و سرمایه شیر
4545
چو از شیر آمد سوی خوردنی
شد از نان و از گوشت افزودنی
4646
بدی پنج مرده مراو را خورش
بماندند مردم ازان پرورش
4747
چو رستم بپیمود بالای هشت
بسان یکی سرو آزاد گشت
4848
چنان شد که رخشان ستاره شود
جهان بر ستاره نظاره شود
4949
تو گفتی که سام یلستی به جای
به بالا و دیدار و فرهنگ و رای
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بسی برنیامد برین روزگار

که آزاده سرو اندر آمد به بار

فردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 25

اگلی نظم

چو آگاهی آمد به سام دلیر

که شد پور دستان همانند شیر

فردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 27

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00