فردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 25بخش 25شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فرشید ربانی، محمدیزدانی جویندهآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبسی برنیامد برین روزگارکه آزاده سرو اندر آمد به بار2نقل کریںبهار دل افروز پژمرده شددلش را غم و رنج بسپرده شد3نقل کریںشکم گشت فربه و تن شد گرانشد آن ارغوانی رخش زعفران4نقل کریںبدو گفت مادر که ای جان مامچه بودت که گشتی چنین زرد فام5نقل کریںچنین داد پاسخ که من روز و شبهمی برگشایم به فریاد لب6نقل کریںهمانا زمان آمدستم فرازوزین بار بردن نیابم جواز7نقل کریںتو گویی به سنگستم آگنده پوستو گر آهنست آنکه نیز اندروست8نقل کریںچنین تا گه زادن آمد فرازبه خواب و به آرام بودش نیاز9نقل کریںچنان بد که یک روز ازو رفت هوشاز ایوان دستان برآمد خروش10نقل کریںخروشید سیندخت و بشخود رویبکند آن سیه گیسوی مشک بوی11نقل کریںیکایک بدستان رسید آگهیکه پژمرده شد برگ سرو سهی12نقل کریںبه بالین رودابه شد زال زرپر از آب رخسار و خسته جگر13نقل کریںهمان پر سیمرغش آمد به یادبخندید و سیندخت را مژده داد14نقل کریںیکی مجمر آورد و آتش فروختوزآن پر سیمرغ لختی بسوخت15نقل کریںهم اندر زمان تیره گون شد هواپدید آمد آن مرغ فرمان روا16نقل کریںچو ابری که بارانش مرجان بودچه مرجان که آرایش جان بود17نقل کریںبرو کرد زال آفرین درازستودش فراوان و بردش نماز18نقل کریںچنین گفت با زال کین غم چراستبه چشم هژبر اندرون نم چراست19نقل کریںکزین سرو سیمین بر ماهروییکی نره شیر آید و نامجوی20نقل کریںکه خاک پی او ببوسد هژبرنیارد گذشتن به سر برش ابر21نقل کریںاز آواز او چرم جنگی پلنگشود چاک چاک و بخاید دو چنگ22نقل کریںهران گرد کاواز کوپال اویببیند بر و بازوی و یال اوی23نقل کریںز آواز او اندر آید ز پایدل مرد جنگی برآید ز جای24نقل کریںبه جای خرد سام سنگی بودبه خشم اندرون شیر جنگی بود25نقل کریںبه بالای سرو و به نیروی پیلبه آورد خشت افگند بر دو میل26نقل کریںنیاید به گیتی ز راه زهشبه فرمان دادار نیکی دهش27نقل کریںبیاور یکی خنجر آبگونیکی مرد بینادل پرفسون28نقل کریںنخستین به می ماه را مست کنز دل بیم و اندیشه را پست کن29نقل کریںبکافد تهیگاه سرو سهینباشد مر او را ز درد آگهی30نقل کریںوزو بچهٔ شیر بیرون کشدهمه پهلوی ماه در خون کشد31نقل کریںوز آن پس بدوز آن کجا کرد چاکز دل دور کن ترس و تیمار و باک32نقل کریںگیاهی که گویمت با شیر و مشکبکوب و بکن هر سه در سایه خشک33نقل کریںبساو و برآلای بر خستگیشببینی همان روز پیوستگیش34نقل کریںبدو مال ازان پس یکی پر منخجسته بود سایهٔ فر من35نقل کریںترا زین سخن شاد باید بدنبه پیش جهاندار باید شدن36نقل کریںکه او دادت این خسروانی درختکه هر روز نو بشکفاندش بخت37نقل کریںبدین کار دل هیچ غمگین مدارکه شاخ برومندت آمد به بار38نقل کریںبگفت و یکی پر ز بازو بکندفگند و به پرواز بر شد بلند39نقل کریںبشد زال و آن پر او برگرفتبرفت و بکرد آنچه گفت ای شگفت40نقل کریںبدان کار نظاره شد یک جهانهمه دیده پر خون و خسته روان41نقل کریںفرو ریخت از مژه سیندخت خونکه کودک ز پهلو کی آید برون◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبزد نای مهراب و بربست کوسبیاراست لشکر چو چشم خروسفردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 24اگلی نظمبیامد یکی موبدی چرب دستمر آن ماه رخ را به می کرد مستفردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 26آڈیوصداکار منتخب کریںفرشید ربانیمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور