فردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 26بخش 26شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فرشید ربانی، محمدیزدانی جویندهآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفرشید ربانیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبیامد یکی موبدی چرب دستمر آن ماه رخ را به می کرد مست22نقل کریںبکافید بیرنج پهلوی ماهبتابید مر بچه را سر ز راه33نقل کریںچنان بیگزندش برون آوریدکه کس در جهان این شگفتی ندید44نقل کریںیکی بچه بُد چون گَوی شیرفَشبه بالا بلند و به دیدار کش55نقل کریںشگفت اندرو مانده بد مرد و زنکه نشنید کس بچهٔ پیل تن66نقل کریںهمان دردگاهش فرو دوختندبه دارو همه درد بسپوختند77نقل کریںشبانروز مادر ز می خفته بودز می خفته و هش ازو رفته بود88نقل کریںچو از خواب بیدار شد سرو بنبه سیندخت بگشاد لب بر سخن99نقل کریںبر او زر و گوهر برافشاندندابر کردگار آفرین خواندند1010نقل کریںمر آن بچه را پیش او تاختندبه سان سپهری برافراختند1111نقل کریںبخندید از آن بچه سرو سُهیبدید اندرو فر شاهنشهی1212نقل کریںبرستم بگفتا غم آمد به سرنهادند رستمش نام پسر1313نقل کریںیکی کودکی دوختند از حریربه بالای آن شیر ناخورده شیر1414نقل کریںدرون وی آگنده موی سموربه رخ بر نگاریده ناهید و هور1515نقل کریںبه بازوش بر اژدهای دلیربه چنگ اندرش داده چنگال شیر1616نقل کریںبه زیر کش اندر گرفته سنانبه یک دست کوپال و دیگر عنان1717نقل کریںنشاندندش آنگه بر اسپ سمندبه گرد اندرش چاکران نیز چند1818نقل کریںچو شد کار یکسر همه ساختهچنان چون ببایست پرداخته1919نقل کریںهیون تکاور برانگیختندبه فرمان بران بر درم ریختند2020نقل کریںپس آن صورت رستم گرزدارببردند نزدیک سام سوار2121نقل کریںیکی جشن کردند در گلستانز زاولستان تا به کابلستان2222نقل کریںهمه دشت پر باده و نای بودبه هر کنج صد مجلس آرای بود2323نقل کریںبه زاولستان از کران تا کراننشسته به هر جای رامشگران2424نقل کریںنبد کهتر از مهتران بر فرودنشسته چنان چون بود تار و پود2525نقل کریںپس آن پیکر رستم شیرخوارببردند نزدیک سام سوار2626نقل کریںابر سام یل موی بر پای خاستمرا ماند این پرنیان گفت راست2727نقل کریںاگر نیم ازین پیکر آید تنشسرش ابر ساید زمین دامنش2828نقل کریںوزان پس فرستاده را پیش خواستدرم ریخت تا بر سرش گشت راست2929نقل کریںبه شادی برآمد ز درگاه کوسبیاراست میدان چو چشم خروس3030نقل کریںمیآورد و رامشگران را بخواندبه خواهندگان بر درم برفشاند3131نقل کریںبیاراست جشنی که خورشید و ماهنظاره شدند اندران بزمگاه3232نقل کریںپس آن نامهٔ زال پاسخ نوشتبیاراست چون مرغزار بهشت3333نقل کریںنخست آفرین کرد بر کردگاربران شادمان گردش روزگار3434نقل کریںستودن گرفت آنگهی زال راخداوند شمشیر و کوپال را3535نقل کریںپس آمد بدان پیکر پرنیانکه یال یلان داشت و فر کیان3636نقل کریںبفرمود کین را چنین ارجمندبدارید کز دم نیابد گزند3737نقل کریںنیایش همی کردم اندر نهانشب و روز با کردگار جهان3838نقل کریںکه زنده ببیند جهانبین منز تخم تو گردی به آیین من3939نقل کریںکنون شد مرا و ترا پشت راستنباید جز از زندگانیش خواست4040نقل کریںفرستاده آمد چو باد دمانبر زال روشن دل و شادمان4141نقل کریںچو بشنید زال این سخنهای نغزکه روشن روان اندر آید به مغز4242نقل کریںبه شادیش بر شادمانی فزودبرافراخت گردن به چرخ کبود4343نقل کریںهمی گشت چندی بروبر جهانبرهنه شد آن روزگار نهان4444نقل کریںبه رستم همی داد ده دایه شیرکه نیروی مردست و سرمایه شیر4545نقل کریںچو از شیر آمد سوی خوردنیشد از نان و از گوشت افزودنی4646نقل کریںبدی پنج مرده مراو را خورشبماندند مردم ازان پرورش4747نقل کریںچو رستم بپیمود بالای هشتبسان یکی سرو آزاد گشت4848نقل کریںچنان شد که رخشان ستاره شودجهان بر ستاره نظاره شود4949نقل کریںتو گفتی که سام یلستی به جایبه بالا و دیدار و فرهنگ و رای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبسی برنیامد برین روزگارکه آزاده سرو اندر آمد به بارفردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 25اگلی نظمچو آگاهی آمد به سام دلیرکه شد پور دستان همانند شیرفردوسی»شاهنامه»منوچهر»بخش 27◆آڈیوصداکار منتخب کریںفرشید ربانیمحمدیزدانی جویندهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور