صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی اسکندر
  4. »بخش 25

بخش 25

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

سکندر بیامد دلی همچو کوه

رها گشته از شاه دانش پژوه

2

نبودش ز قیدافه چین در بروی

نبرداشت هرگز دل از آرزوی

3

ببود آن شب و بامداد پگاه

ز ایوان بیامد به نزدیک شاه

4

سپهدار در خان پیل‌استه بود

همه گرد بر گرد او رسته بود

5

سر خانه را پیکر از جزع و زر

به زر اندرون چند گونه گهر

6

به پیش اندرون دستهٔ مشک بوی

دو فرزند بایسته در پیش اوی

7

چو طینوش اسپ‌افگن و قیدروش

نهاده به گفتار قیدافه گوش

8

به مادر چنین گفت کهتر پسر

که ای شاه نیک اختر و دادگر

9

چنان کن که از پیش تو بیطقون

شود شاد و خشنود با رهنمون

10

به ره بر کسی تا نیازاردش

ور از دشمنان نیز نشماردش

11

که زنده کن پاک جان من اوست

برآنم که روشن روان من اوست

12

بدو گفت مادر که ایدون کنم

که او را بزرگی بر افزون کنم

13

به اسکندر نامور شاه گفت

که پیدا کن اکنون نهان از نهفت

14

چه خواهی و رای سکندر به چیست

چه رانی تو از شاه و دستور کیست

15

سکندر بدو گفت کای سرفراز

به نزد تو شد بودن من دراز

16

مرا گفت رو باژ مرزش بخواه

وگر دیر مانی بیارم سپاه

17

نمانم بدو کشور و تاج و تخت

نه زور و نه شاهی نه گنج و نه بخت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بخندید قیدافه از کار اوی

ازان مردی و تند گفتار اوی

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 24

اگلی نظم

چو طینوش گفت سکندر شنید

به کردار باد دمان بردمید

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 26

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور