صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی اسکندر
  4. »بخش 32

بخش 32

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بپرسید هرچیز و دریا بدید

وزان روی لشکر به مغرب کشید

2

یکی شارستان پیشش آمد بزرگ

بدو اندرون مردمانی سترگ

3

همه روی سرخ و همه موی زرد

همه در خور جنگ روز نبرد

4

به فرمان به پیش سکندر شدند

دو تا گشته و دست بر سر شدند

5

سکندر بپرسید از سرکشان

که ایدر چه دارد شگفتی نشان

6

چنین گفت با او یکی مرد پیر

که ای شاه نیک‌اختر و شهرگیر

7

یکی آبگیرست زان روی شهر

کزان آب کس را ندیدیم بهر

8

چو خورشید تابان بدانجا رسید

بران ژرف دریا شود ناپدید

9

پس چشمه‌در تیره گردد جهان

شود آشکارای گیتی نهان

10

وزان جای تاریک چندان سخن

شنیدم که هرگز نیاید به بن

11

خرد یافته مرد یزدان‌پرست

بدو در یکی چشمه گوید که هست

12

گشاده سخن مرد با رای و کام

همی آب حیوانش خواند به نام

13

چنین گفت روشن‌دل پر خرد

که هرک آب حیوان خورد کی مرد

14

ز فردوس دارد بران چشمه راه

بشوید برآن تن بریزد گناه

15

بپرسید پس شه که تاریک جای

بدو اندرون چون رود چارپای

16

چنین پاسخ آورد یزدان‌پرست

کزان راه بر کره باید نشست

17

به چوپان بفرمود کاسپ یله

سراسر به لشکرگه آرد گله

18

گزین کرد زو بارگی ده هزار

همه چار سال از در کارزار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو نزدیکی نرم‌پایان رسید

نگه کرد و مردم بی‌اندازه دید

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 31

اگلی نظم

وزان جایگه شاد لشگر براند

بزرگان بیدار دل را بخواند

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی اسکندر»بخش 33

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور