صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »پادشاهی بهرام گور
  4. »بخش 43

بخش 43

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بیامد ز میدان چو تیر از کمان

بر دختر خویش رفت آن زمان

2

قلم خواست از ترک و قرطاس خواست

ز مشک سیه سوده انقاس خواست

3

سر عهد کرد آفرین از نخست

بران کو جهان از نژندی بشست

4

بگسترد هم پاکی و راستی

سوی دیو شد کژی و کاستی

5

سپینود را جفت بهرامشاه

سپردم بدین نامور پیشگاه

6

شهنشاه تا جاودان زنده باد

بزرگان همه پیش او بنده باد

7

چو من بگذرم زین سپنجی سرای

به قنوج بهرامشاهست رای

8

ز فرمان این تاجور مگذرید

تن مرده را سوی آتش برید

9

سپارید گنجم به بهرامشاه

همان کشور و تاج و گاه و سپاه

10

سپینود را داد منشور هند

نوشته خطی هندوی بر پرند

11

به ایران همی بود شنگل دو ماه

فرستاد پس مهتری نزد شاه

12

به دستوری بازگشتن به جای

خود و نامداران فرخنده‌رای

13

بدان شد شهنشاه همداستان

که او بازگردد به هندوستان

14

ز چیزی که باشد به ایران زمین

بفرمود تا کرد موبد گزین

15

ز دینار و ز گوهر شاهوار

ز تیغ و ز خود و کمر بی‌شمار

16

ز دیبا و از جامهٔ نابسود

که آن را شمار و کرانه نبود

17

به اندازه یارانش را هم چنین

بیاراست اسپان به دیبای چین

18

گسی کردشان شاد و خشنود شاه

سه منزل همی راند با او به راه

19

نبد هم بدین هدیه همداستان

علف داد تا مرز هندوستان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پس آگاه شد شنگل از کار شاه

ز دختر که شد شاه را پیش‌گاه

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی بهرام گور»بخش 42

اگلی نظم

چو باز آمد از راه بهرامشاه

به آرام بنشست بر پیش‌گاه

فردوسی»شاهنامه»پادشاهی بهرام گور»بخش 44

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور