فردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 2بخش 2شاعر: فردوسیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںازان پس به کاووس گوینده گفتکه او دختری دارد اندر نهفت22نقل کریںکه از سرو بالاش زیباترستز مشک سیه بر سرش افسرست33نقل کریںبه بالا بلند و به گیسو کمندزبانش چو خنجر لبانش چو قند44نقل کریںبهشتیست آراسته پرنگارچو خورشید تابان به خرم بهار55نقل کریںنشاید که باشد به جز جفت شاهچه نیکو بود شاه را جفت ماه66نقل کریںبجنبید کاووس را دل ز جایچنین داد پاسخ که اینست رای77نقل کریںگزین کرد شاه از میان گروهیکی مرد بیدار دانشپژوه88نقل کریںگرانمایه و گرد و مغزش گرانبفرمود تا شد به هاماوران99نقل کریںچنین گفت رایش به من تازه کنبیارای مغزش به شیرین سخن1010نقل کریںبگویش که پیوند ما در جهانبجویند کار آزموده مهان1111نقل کریںکه خورشید روشن ز تاج منستزمین پایهٔ تخت عاج منست1212نقل کریںهرانکس که در سایهٔ من پناهنیابد ازو کم شود پایگاه1313نقل کریںکنون با تو پیوند جویم همیرخ آشتی را بشویم همی1414نقل کریںپس پردهٔ تو یکی دخترستشنیدم که گاه مرا درخورست1515نقل کریںکه پاکیزه تخمست و پاکیزه تنستوده به هر شهر و هر انجمن1616نقل کریںچو داماد یابی چو پور قبادچنان دان که خورشید داد تو داد1717نقل کریںبشد مرد بیدار روشن روانبه نزدیک سالار هاماوران1818نقل کریںزبان کرد گویا و دل کرد گرمبیاراست لب را به گفتار نرم1919نقل کریںز کاووس دادش فروان سلامازان پس بگفت آنچ بود از پیام2020نقل کریںچو بشنید ازو شاه هاماوراندلش گشت پر درد و سر شد گران2121نقل کریںهمی گفت هرچند کاو پادشاستجهاندار و پیروز و فرمان رواست2222نقل کریںمرا در جهان این یکی دخترستکه از جان شیرین گرامیترست2323نقل کریںفرستاده را گر کنم سرد و خوارندارم پی و مایهٔ کارزار2424نقل کریںهمان به که این درد را نیز چشمبپوشم و بر دل بخوابیم خشم2525نقل کریںچنین گفت با مرد شیرین سخنکه سر نیست این آرزو را نه بن2626نقل کریںهمی خواهد از من گرامی دو چیزکه آن را سه دیگر ندانیم نیز2727نقل کریںمرا پشت گرمی بد از خواستهبه فرزند بودم دل آراسته2828نقل کریںبه من زین سپس جان نماند همیوگر شاه ایران ستاند همی2929نقل کریںسپارم کنون هرچ خواهد بدوینتابم سر از رای و فرمان اوی3030نقل کریںغمی گشت و سودابه را پیش خواندز کاووس با او سخنها براند3131نقل کریںبدو گفت کز مهتر سرفرازکه هست از مهی و بهی بینیاز3232نقل کریںفرستادهای چرپگوی آمدستیکی نامه چون زند و استا به دست3333نقل کریںهمی خواهد از من که بیکام منببرد دل و خواب و آرام من3434نقل کریںچه گویی تو اکنون هوای تو چیستبدین کار بیدار رای تو چیست3535نقل کریںبدو گفت سودابه زین چاره نیستازو بهتر امروز غمخواره نیست3636نقل کریںکسی کاو بود شهریار جهانبروبوم خواهد همی از مهان3737نقل کریںز پیوند با او چرایی دژمکسی نشمرد شادمانی به غم3838نقل کریںبدانست سالار هاماورانکه سودابه را آن نیامد گران3939نقل کریںفرستاده شاه را پیش خواندوزان نامدارانش برتر نشاند4040نقل کریںببستند بندی بر آیین خویشبران سان که بود آن زمان دین خویش4141نقل کریںبه یک هفته سالار هاماورانهمی ساخت آن کار با مهتران4242نقل کریںبیاورد پس خسرو خسته دلپرستنده سیصد عماری چهل4343نقل کریںهزار استر و اسپ و اشتر هزارز دیبا و دینار کردند بار4444نقل کریںعماری به ماه نو آراستهپس پشت و پیش اندرون خواسته4545نقل کریںیکی لشکر آراسته چون بهشتتو گفتی که روی زمین لاله کشت4646نقل کریںچو آمد به نزدیک کاووس شاهدل آرام با زیب و با فر و جاه4747نقل کریںدو یاقوت خندان دو نرگس دژمستون دو ابرو چو سیمین قلم4848نقل کریںنگه کرد کاووس و خیره بماندبه سودابه بر نام یزدان بخواند4949نقل کریںیکی انجمن ساخت از بخردانز بیداردل پیر سر موبدان5050نقل کریںسزا دید سودابه را جفت خویشببستند عهدی بر آیین و کیش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمازان پس چنین کرد کاووس رایکه در پادشاهی بجنبد ز جایفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 1اگلی نظمغمی بد دل شاه هاماورانز هرگونهای چاره جست اندرانفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 3◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمازان پس چنین کرد کاووس رایکه در پادشاهی بجنبد ز جایفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 1
اگلی نظمغمی بد دل شاه هاماورانز هرگونهای چاره جست اندرانفردوسی»شاهنامه»رزم کاووس با شاه هاماوران»بخش 3