صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. فردوسی
  2. »شاهنامه
  3. »جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب
  4. »بخش 41

بخش 41

شاعر: فردوسی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

جهاندیده گودرز برپای خاست

بیاراست با شاه گفتار راست

2

چنین گفت کای شاه پیروز بخت

ندیدیم چون تو خداوند تخت

3

ز گاه منوچهر تا کیقباد

ز کاووس تا گاه فرخ نژاد

4

به پیش بزرگان کمر بسته‌ام

بی‌آزار یک روز ننشسته‌ام

5

نبیره پسر بود هفتاد و هشت

کنون ماند هشت و دگر برگذشت

6

همان گیو بیداردل هفت سال

به توران زمین بود بی‌خورد و هال

7

به دشت اندرون گور بد خوردنش

هم از چرم نخچیر پیراهنش

8

به ایران رسید آنچه بد شاه دید

که تیمار او گیو چندی کشید

9

جهاندار سیر آمد از تاج و گاه

هم او چشم دارد به نیکی ز شاه

10

چنین داد پاسخ که بیش است از این

که بر گیو بادا هزار آفرین

11

خداوند گیتی ورا یار باد

دل بدسگالانش پرخار باد

12

کم و بیش ما پاک بر دست تست

که روشن روان بادی و تن درست

13

بفرمود عهد قم و اصفهان

نهاد بزرگان و جای مهان

14

نویسد ز مشک و ز عنبر دبیر

یکی نامه از پادشا بر حریر

15

یکی مهر زرین بر او برنهاد

بر آن نامه شاه آفرین کرد یاد

16

که یزدان ز گودرز خشنود باد

دل بدسگالانش پر دود باد

17

به ایرانیان گفت گیو دلیر

مبادا که آید ز کردار سیر

18

بدانید کو یادگار من است

به نزد شما زینهار من است

19

مر او را همه پاک فرمان برید

ز گفتار گودرز بر مگذرید

20

ز گودرزیان هرکه بد پیش‌رو

یکی آفرینی بگسترد نو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بفرمود تا رفت پیشش دبیر

بیاورد قرطاس و مشک و عبیر

فردوسی»شاهنامه»جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب»بخش 40

اگلی نظم

چو گودرز بنشست برخاست طوس

بشد پیش خسرو زمین داد بوس

فردوسی»شاهنامه»جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب»بخش 42

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور