صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »عشاق‌نامه
  3. »فصل هشتم
  4. »بخش 4 - حکایت

بخش 4 - حکایت

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

بود صاحبدلی به دانش و هوش

در نواحی فارس تره‌فروش

2

از قضای خدا و صنع اله

می‌گذشت او به راه خود ناگاه

3

پیش قصری رسید و در نگرید

صورت دختر اتابک دید

4

صورتی خوب دید و حیران شد

دل مجموع او پریشان شد

5

قرب سالی ز عشق می‌نالید

که رخ خوب دوست باز ندید

6

دایم از گریه دیده پرخون داشت

چشمها چشمه‌های جیحون داشت

7

بجز اوصاف او نخواند و نگفت

دایم از حسرتش نخورد و نخفت

8

با سگ کوی او همی گردید

سگ کویش بر آدمی بگزید

9

تا بدو خادمی پیام آورد

کین گذشت از حکایت آن کرد

10

سر خود گیر و گوش کن سخنی

چون تویی را کجا رسد چو منی؟

11

گر تو سودای عاشقی داری

شاید ار قصر شاه بگذاری

12

تو کجایی و ما کجا؟ هیهات!

در بیابان و آرزوی فرات؟

13

لیک اگر صادقی درین معنی

راه برگیر و بگذر از دعوی

14

به فلان کوه رو، مقامی ساز

کنج گیر و مگوی با کس راز

15

طاعت کردگار عادت کن

صانع خویش را عبادت کن

16

روزگاری بدین صفت می‌باش

خود شود طاعت نهانی فاش

17

در تو مردم ارادت افزایند

به تبرک به خدمتت آیند

18

هیچ چیزی ز کس قبول مکن

نیز با هیچ کس مگوی سخن

19

چون شوی در میان خلق علم

به اتابک رسد حدیث تو هم

20

چون اتابک تو را مرید شود

اندهت را فرح پدید شود

21

چون که عاشق پیام دوست شنید

امر او را به جان و دل بگزید

22

شد به کوهی که او اشارت کرد

چار دیوارکی عمارت کرد

23

وندر آنجا، چنان که دختر گفت

از عبادت نیارمید و نخفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای غم تو مجاور دل من

وز زمانه غم تو حاصل من

عراقی»عشاق‌نامه»فصل هشتم»بخش 3 - مثنوی

اگلی نظم

عاشقی ترک خواب و خور کرده

جای خود را ز گریه تر کرده

عراقی»عشاق‌نامه»فصل هشتم»بخش 5 - غزل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور