عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 120رباعی شمارهٔ 120شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اندادنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا چند مرا به دست هجران دادن؟آخر همه عمر عشوه نتوان دادن22نقل کریںرخ باز نمای، تا روان جان بدهمدر پیش رخ تو میتوان جان دادن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر شب به سر کوی تو آیم به فغانباشد که کنی درد دلم را درمانعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 119اگلی نظمهان! راز دل خستهٔ ما فاش مکنبا یار عزیز خویش پرخاش مکنعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 121◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر شب به سر کوی تو آیم به فغانباشد که کنی درد دلم را درمانعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 119
اگلی نظمهان! راز دل خستهٔ ما فاش مکنبا یار عزیز خویش پرخاش مکنعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 121