صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 167

غزل شمارهٔ 167

شاعر: عراقی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ندم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

اگر فرصت دهد، جانا، فراقت روزکی چندم

زمانی با تو بنشینم، دمی در روی تو خندم

2

درآ شاد از درم خندان که در پایت فشانم جان

مدارم بیش ازین گریان، بیا، کت آرزومندم

3

چو با خود خوش نمی‌باشم، بیا ، تا با تو خوش باشم

چو مهر از خویش ببریدم، بیا، تا با تو پیوندم

4

نیابی نزد مهجوران، نپرسی حال رنجوران

بیا، زان پیش کز عالم بکلی رخت بربندم

5

بیا کز عشق روی تو شبی خون جگر خوردم

میازار از من بی‌دل، که سر در پایت افکندم

6

مرا خوش دار، چون خود را به فتراک تو بر بستم

بیا، کز آرزوی تو دمی صد بار جان کندم

7

ز لفظ دلربای تو به یک گفتار خوشنودم

ز وصل جان‌فزای تو به یک دیدار خرسندم

8

وصالت، ای ز جان خوشتر، بیابم عاقبت روزی

ولی ار زنده بگذارد فراقت روزکی چندم

9

وطن گاه دل خود را به جز روی تو نگزینم

تماشاگاه جسم و جان به جز روی تو نپسندم

10

ز هستی عراقی هست بر پای دلم بندی

جمال خوب خود بنما، گشادی ده ازین بندم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟

نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166

اگلی نظم

در ملک لایزالی دیدم من آنچه دیدم

از خود شدم مبرا، وانگه به خود رسیدم

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم

که سنگ خاره جان گیرد بپیوند خداوندم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1412

من از تو هیچ نبریدم که هستی یار دلبندم

تو را چون بنده‌ای گشتم به فرمانت کمر بندم

سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 18

خرامان از درم بازآ کت از جان آرزومندم

به دیدار تو خوشنودم به گفتار تو خرسندم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 376

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور