عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 38غزل شمارهٔ 38شاعر: عراقیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: امنیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعشق سیمرغ است، کو را دام نیستدر دو عالم زو نشان و نام نیست2نقل کریںپی به کوی او همانا کس نبردکاندر آن صحرا نشان گام نیست3نقل کریںدر بهشت وصل جانافزای اوجز لب او کس رحیق آشام نیست4نقل کریںجمله عالم جرعه چین جام اوستگرچه عالم خود برون از جام نیست5نقل کریںناگه از رخ گر براندازد نقابسر به سر عالم شود ناکام، نیست6نقل کریںصبح و شامم طره و رخسار اوستگرچه آنجا کوست صبح و شام نیست7نقل کریںای صبا، گر بگذری در کوی اونزد او ما را جزین پیغام نیست:8نقل کریںکای دلارامی که جان ما توییبی تو ما را یک نفس آرام نیست9نقل کریںهرکسی را هست کامی در جهانجز لبت ما را مراد و کام نیست10نقل کریںهر کسی را نام معشوقی که هستمیبرد، معشوق ما را نام نیست11نقل کریںتا لب و چشم تو ما را مست کردنقل ما جز شکر و بادام نیست12نقل کریںتا دل ما در سر زلف تو شدکار ما جز با کمند و دام نیست13نقل کریںنیک بختی را که در هر دو جهاندوستی چون توست دشمن کام نیست14نقل کریںبا عراقی دوستی آغاز کنگرچه او در خورد این انعام نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمساقی، ار جام می، دمادم نیستجان فدای تو، دردیی کم نیستعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 37اگلی نظمدل، که دائم عشق میورزید، رفتگفتمش: جانا مرو، نشنید، رفتعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 39زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخوشتر از دوران عشق ایام نیستبامداد عاشقان را شام نیستسعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 16آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدل، که دائم عشق میورزید، رفتگفتمش: جانا مرو، نشنید، رفتعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 39