صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 165

غزل شمارهٔ 165

شاعر: عراقی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ارگرفتم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

من باز ره خانهٔ خمار گرفتم

ترک ورع و زهد به یک بار گرفتم

2

سجاده و تسبیح به یک سوی فکندم

بر کف می چون رنگ رخ یار گرفتم

3

کارم همه با جام می و شاهد و شمع است

ترک دل و دین بهر چنین کار گرفتم

4

شمعم رخ یار است و شرابم لب دلدار

پیمانه همان لب که به هنجار گرفتم

5

چشم خوش ساقی دل و دین برد ز دستم

وین فایده زان نرگس بیمار گرفتم

6

پیوسته چنین می زده و مست و خرابم

تا عادت چشم خوش خونخوار گرفتم

7

شیرین لب ساقی چو می و نقل فرو ریخت

بس کام کز آن لعل شکربار گرفتم

8

چون مست شدم خواستم از پای درآمد

حالی سر زلف بت عیار گرفتم

9

آویختم اندر سر آن زلف پریشان

این شیفتگی بین که دم مار گرفتم

10

گفتی: کم سودای سر زلف بتان گیر،

چندین چه نصیحت کنی؟ انگار گرفتم

11

با توبه و تقوی تو ره خلد برین گیر

من با می و معشوقه ره نار گرفتم

12

در نار چو رنگ رخ دلدار بدیدم

آتش همه باغ و گل و گلزار گرفتم

13

المنة لله که میان گل و گلزار

دلدار در آغوش دگربار گرفتم

14

بگرفت به دندان فلک انگشت تعجب

چون من به دو انگشت لب یار گرفتم

15

دور از لب و دندان عراقی لب دلدار

هم باز به دست خوش دلدار گرفتم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد، من رفتم

بیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 164

اگلی نظم

من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟

نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 166

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور