عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 25رباعی شمارهٔ 25شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وسکهنتواندانستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاین دورهٔ سالوس، که نتوان دانستمیباش به ناموس، که نتوان دانست2نقل کریںخاکی شو و کبر را ز خود بیرون کنپای همه میبوس، که نتوان دانست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیمار توام، روی توام درمان استجان داروی عاشقان رخ جانان استعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 24اگلی نظمپرسیدم از آن کسی که برهان دانست:کان کیست که او حقیقت جان دانست؟عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 26ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیمار توام، روی توام درمان استجان داروی عاشقان رخ جانان استعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 24
اگلی نظمپرسیدم از آن کسی که برهان دانست:کان کیست که او حقیقت جان دانست؟عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 26