عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 159رباعی شمارهٔ 159شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادانیصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق ببر از همه، گر بتوانیجانا طلب کسی مکن، تا دانی2نقل کریںتا با دگرانت سر و کاری باشدبا ما سر و کارت نبود، نادانی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحال من خستهٔ گدا میدانیوین درد دل مرا دوا میدانیعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 158اگلی نظمگفتم که: اگر چه آفت جان منیجان پیش کشم تو را، که جانان منیعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 160ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحال من خستهٔ گدا میدانیوین درد دل مرا دوا میدانیعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 158
اگلی نظمگفتم که: اگر چه آفت جان منیجان پیش کشم تو را، که جانان منیعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 160