عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 276غزل شمارهٔ 276شاعر: عراقیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رداشتمیصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمینظر از روی خوشت بهر چه برداشتمی؟22نقل کریںچون من بیخبر از دوست دهندم خبریباری، از بیخبری کاش خبر داشتمی؟33نقل کریںدر میان آمدمی چون سر زلفت با تواز سر زلف تو گر هیچ کمر داشتمی؟44نقل کریںگر ندادی جگرم وعدهٔ وصلت هر دمکی دل و دیده پر از خون جگر داشتمی؟55نقل کریںگفتیم: صبر کن، از صبر برآید کارتکردمی صبر ز روی تو، اگر داشتمی66نقل کریںخود کجا آمدی اندر نظرم آب روان؟گر ز خاک در تو کحل بصر داشتمی77نقل کریںدل گم گشتهٔ خود بار دگر یافتمیبر سر کوی تو گر هیچ گذر داشتمی88نقل کریںگر ز روی و لب تو هیچ نصیبم بودیبهر بیماری دل گل به شکر داشتمی99نقل کریںکردمی بر سر کویت گهرافشانیهابجز از اشک اگر هیچ گهر داشتمی1010نقل کریںگر عراقی نشدی پردهٔ روی نظرمبه رخ خوب تو هر لحظه نظر داشتمی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمالا، قد طال عهدی بالوصالو مالی الصبر عن ذاک الجمالعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 275اگلی نظمدر جهان گر نه یار داشتمیبا جهان خود چه کار داشتمی؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 277◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور