عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 61رباعی شمارهٔ 61شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اختهاندہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیک عالم از آب و گل بپرداختهاندخود را به میان ما در انداختهاند2نقل کریںخود گویند راز و خود میشنوندزین آب و گلی بهانه بر ساختهاند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز روز وجودم شفقی بیش نماندوز گلشن جانم ورقی بیش نماندعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 60اگلی نظمدر سابقه چون قرار عالم دادندمانا که نه بر مراد آدم دادندعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 62زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآن را که به صحرای علل تاختهاندبی او همه کارها بپرداختهاندخیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 55آن را که به صحرای عِلَل تاختهاندبی او همه کارها بپرداختهاندخیام»رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی»رباعیات اصیل»شمارهٔ 5ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز روز وجودم شفقی بیش نماندوز گلشن جانم ورقی بیش نماندعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 60
اگلی نظمدر سابقه چون قرار عالم دادندمانا که نه بر مراد آدم دادندعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 62
آن را که به صحرای عِلَل تاختهاندبی او همه کارها بپرداختهاندخیام»رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی»رباعیات اصیل»شمارهٔ 5