عراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 88رباعی شمارهٔ 88شاعر: عراقیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: بمیباشصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںامشب چو جمال دادهای خب میباشمه طلعت و گل رخ و شکرلب میباش2نقل کریںای شب، چو من از تو روز خود یافتهامتا صبح قیامت بدمد شب میباش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل، قلم نقش معما میباشفراش سراپردهٔ سودا میباشعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 87اگلی نظمآمد به سر کوی تو مسکین درویشبا چشم پرآب و با دل پارهٔ ریشعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 89ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل، قلم نقش معما میباشفراش سراپردهٔ سودا میباشعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 87
اگلی نظمآمد به سر کوی تو مسکین درویشبا چشم پرآب و با دل پارهٔ ریشعراقی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 89