عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 72غزل شمارهٔ 72شاعر: عراقیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: اربایدکردصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپشت بر روزگار باید کردروی در روی یار باید کرد22نقل کریںچون ز رخسار پرده برگیرددر دمش جان نثار باید کرد33نقل کریںپیش شمع رخش چو پروانهسوختن اختیار باید کرد44نقل کریںاز پی یک نظاره بر در اوسالها انتظار باید کرد55نقل کریںتا کند یار روی در رویتدلت آیینهوار باید کرد66نقل کریںتات در بوتهزار بگدازدقلب خود را عیار باید کرد77نقل کریںتا نهد بر سرت عزیزی پایخویش، چون خاک خوار باید کرد88نقل کریںور تو خود را ز خاک به دانیخود تو را سنگسار باید کرد99نقل کریںتا دهی بوسه بر کف پایشخویشتن را غبار باید کرد1010نقل کریںدشمنی کت ز دوست وا داردزودت از وی فرار باید کرد1111نقل کریںور ز چشمت نهان بود دشمنپس دو چشمت چهار باید کرد1212نقل کریںدشمن خود تویی، چو در نگریبا خودت کارزار باید کرد1313نقل کریںچون عراقی ز دست خود فریادهر دمت صدهزار باید کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیا، که عمر من خاکسار میگذردمدار منتظرم، روزگار میگذردعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 71اگلی نظمیاد آن شیرین پسر خواهیم کردکام جان را پر شکر خواهیم کردعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 73◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیا، که عمر من خاکسار میگذردمدار منتظرم، روزگار میگذردعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 71
اگلی نظمیاد آن شیرین پسر خواهیم کردکام جان را پر شکر خواهیم کردعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 73