صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1000

غزل شمارهٔ 1000

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: امدارد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

جایی‌ که جام در دست آن مه خرام دارد

مژگان گشودن آنجا مهتاب و بام دارد

2

عام است ذکر عشاق در معبد خیالش

گر برهمن نباشد بت رام رام دارد

3

دی آن نگار مخمور در پرده‌گردشی داشت

امروز صد خرابات مینا و جام دارد

4

کم‌مایگان به هر رنگ سامان انفعالند

هستی دو روزه‌ عصیان زحمت دوام دارد

5

رنگ بهار امکان ازگردش آفریدند

هر صاف در‌ثماست هر صبح شام دارد

6

جز انفعال ازین بزم ‌کام دگر مجویید

لذات عالم خواب یک احتلام دارد

7

بیتابی تفسها عمری‌ست دارد آواز

کای صبح پرفشان باش این دشت دام دارد

8

ضبط نفس در این بحر جمعیت‌آفرین است

گوهر هزار قلاب مصروف‌کام دارد

9

آثار جوهر مرد پنهان نمی‌توان‌کرد

تیغ‌کشیدهٔ‌کوه ننگ از نیام دارد

10

دل را ودیعت وهم باید ز سر ادا کرد

از خلق آنچه دارد آیینه وام دارد

11

قلقل همین ‌دو حرف ‌است ‌ای‌ شیشه دردسر چند

چیزی بگوی و بگذر قاصد پیام دارد

12

گفتم به دل‌که عمری‌ست ذوق وصال دارم

خندید کاین خیالت سودای خام دارد

13

جوش خطی‌ست بیدل پرگار مرکز حسن

دود چراغ این بزم پروانه نام دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هوس‌پیمایی جاهت خمارآلود غم دارد

رعونت‌ گر نخواهی نقش پا هم جام‌جم دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 999

اگلی نظم

ادب چون ماه نو امشب پی تکلیف من دارد

قدح کج کرده صهبایی که شرم از ریختن دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1001

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور