صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1001

غزل شمارهٔ 1001

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ندارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ادب چون ماه نو امشب پی تکلیف من دارد

قدح کج کرده صهبایی که شرم از ریختن دارد

2

به وضع غنچه فرصت می‌دهد آواز گل‌ها را

که لب زینهار مگشایید خاموشی چمن دارد

3

ز ساز و برگ آسایش چه دارد منعم غافل

همه‌ گر نام دارد در زمین آب کن دارد

4

چنین کز دیده‌ها یوشیده‌اند احوال مجنونم

که گر گردون شوم عریانی من پیرهن دارد

5

ز انگشت شهادت این نوایم ‌گوش می‌مالد

که سوی او اشارت هم ز خود برخاستن دارد

6

ازین محفل به جایی رو که در یاد کسان نایی

وگرنه در عدم هم رفتنت باز آمدن دارد

7

بسوز و محو شو تا عشق‌ گردد فارغ از رنجت

شرار سنگ بت پر انتظار برهمن دارد

8

به پیری تا کجا خواب سلامت آرزو کردن

خمیدن سایه بر بنیاد دیوار کهن دارد

9

نمی‌دانم کجا دزدم سر از بیداد مژگانش

که دل تا دیده یک تیر تغافل پر زدن دارد

10

شکوه ناز می‌بالد ز پهلوی نیاز اینجا

کلاه او شکست آراست تا رنگم شکن دارد

11

بغل وامی‌کند گرد چمن ‌خیز خرام او

که امشب انجمن مهتاب و بوی یاسمن دارد

12

دل‌از ننگ‌آب‌شد بیدل‌که‌پیش‌لعل‌خاموشش

تبسم می‌کند موج‌ گهر گویی دهن دارد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جایی‌ که جام در دست آن مه خرام دارد

مژگان گشودن آنجا مهتاب و بام دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1000

اگلی نظم

ز شرم سرنوشتی‌کز ازل بنیاد من دارد

عرق در چین پیشانی زمین آبکن دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1002

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد

که از نازک خیالان اینقدر درد سخن دارد؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2927

مه ناشسته رو کی رتبه دلدار من دارد؟

که با آن تازگی گل حکم تقویم کهن دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2928

اگرچه لاله من ریشه در خاک چمن دارد

زوحشت برگ برگم داغ غربت در وطن دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2929

ز شرم سرنوشتی‌کز ازل بنیاد من دارد

عرق در چین پیشانی زمین آبکن دارد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1002

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور