صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2650

غزل شمارهٔ 2650

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ارسیدهای

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

بر اوج بی‌نیازی اگر وارسیده‌ای

تا سر به پشت پا نرسد نارسیده‌ای

22

ای نردبان طراز خمستان اعتبار

چون نشئه تا دماغ به صد جا رسیده‌ای

33

این ما و من ترانهٔ هر نارسیده نیست

حرفت ز منزلیست که گویا رسیده‌ای

44

کو منزل و چه جاده خیالی دگر ببند

ای میوهٔ رسیده به خود وارسیده‌ای

55

فهمیدنی‌ست نشو نمای تنزلت

یعنی چو موی سر به ته پا رسیده‌ای

66

واماندنی شد آبلهٔ پای همتت

پنداشتی به اوج ثریا رسیده‌ای

77

در علم مطلق این همه چون و چرا نبود

ای معنی یقین به چه انشا رسیده‌ای

88

داغیم ازین فسون که درین حیرت انجمن

با ما رسیده‌ای تو و تنها رسیده‌ای

99

خلقی به جلوهٔ تو تماشایی خود است

گویا ز سیر آینهٔ ما رسیده ای

1010

فکر شکست توبهٔ ما نیست آنقدر

مینا تو هم ز عالم خارا رسیده‌ای

1111

هرجا رسی همین عملت حاصلست و بس

امروز فرض کن که به فردا رسیده‌ای

1212

ای کاروان واهمهٔ غربت و وطن

زان کشورت که راند که اینجا رسیده‌ای

1313

بیدل ز پهلوی چه کمالست دعویت

مضمونکی به خاطر عنقا رسیده‌ای

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کجا خلوت و انجمن دیده‌ای

تو شمعی همین سوختن دیده‌ای

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2649

اگلی نظم

داد عجز ما ندهد سعی هیچ مشغله‌ای

دسترنج کس نشود مزد پای آبله‌ای

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2651

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور