صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1790

غزل شمارهٔ 1790

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اسش

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سخن‌سنجی‌که مدح خلق نفریبد به وسواسش

مسیحای جهان مرده گردد صبح انفاسش

2

نفس محمل‌کش چندین غنا و فقر می‌باشد

که در هر آمد و رفتی است‌ گرد جاه افلاسش

3

ز تار و پود اضداد است عبرت بافی‌ گردون

کجی و راستی شد جمع تا گل‌ کرد کرباسش

4

فسردن هم ‌کمالش پاس آب روست در معنی

نگین از کندن آزاد است اگر سازی ز الماسش

5

فلک سازیست مستغنی ز وضع هرزه آهنگی

.من و مای تو می‌باشد گر آوازی است در طاسش

6

مرا بر بی‌نیازیهای مجنون رشک می‌آید

که گم کرده‌ست راه و نیست یاد از خضر و الیاسش

7

شکوه عزت از اقبال دونان ننگ می‌دارد

بلندی تاکجا بر آبله خندد ز آماسش

8

تو زین مزرع نموهای درو آماده‌ای داری

که در هر ماه چون ناخن زگردون می‌دمد داسش

9

به اقلیم عدم گم کرد انسان ذوق سلطانی

که وهم هستی افکند این زمان در دست کناسش

10

حباب بیدل ما را غم دیگر نمی‌باشد

نفس زندانی شرم است باید داشتن پاسش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دلی که گردش چشم تو بشکند سازش

به ذوق سرمه شدن خاک لیسد آوازش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1789

اگلی نظم

که دارد جوهر تحقیق حسرتگاه ناموسش

جهانتاب است شمع و بیضهٔ عنقاست فانوسش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1791

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور