صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1476

غزل شمارهٔ 1476

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بر در دل حلقه زد غفلت‌، ‌کنون آهش چه سود

اشک‌کم آرد برون از چشم روزن سعی دود

2

راحت این بزم بر ترک طمع موقوف بود

دستها بر هم نهادیم از طلب‌ ، مژگان غنود

3

بی‌بضاعت عالمی افتاد در وهم زبان

مایه‌گر باشد،‌کسادی نیست در بازار سود

4

اتفاق است آنکه هر دشوار آسان می‌کند

ورنه از تدبیر یک ناخن‌ گره نتوان ‌گشود

5

صاقی دل تهمت ‌آلود کلف شد از نفس

رنگ آب از سیلی امواج می‌باشد کبود

6

حیف طبعی کز مآل کبر و کین آگاه نیست

خاک ریزید از مزاری چند در چشم حسود

7

جبن پیدا می‌کند در طبع مرد افراط‌کین

ای بسا تیغی‌که آبش را تف آتش ربود

8

موج‌دریا صورت‌دست و دلی واکرده‌است

جز کشاکش هیچ نتوان بست بر سیمای جود

9

گر به شهرت مایلی با بی‌نشانی ساز کن

دهر نتواند نمودن آنچه عنقا وانمود

10

نفی ما آیینهٔ اثبات ناز ایجاد کرد

هرچه از آثار مجنون‌ کاست بر لیلی فزود

11

حسن یکتا بیدل از تمثال دارد انفعال

جای زنگارت همن آیینه می‌باید زدود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمود

ورنه از تدبیر یک ناخن ‌گره نتوان‌ گشود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1475

اگلی نظم

ریشه‌واری عافیت در مزرع امکان نبود

هرکه در دلها مدارا کاشت جمعیت درود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1477

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای که چون جان رفته ای از پیش ما، باز آی زود

کز فراقت سوختم بر آتش دل همچو عود

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 660

وصف آن مخدوم می‌کن گرچه می‌رنجد حسود

کاین حسودی کم نخواهد گشت از چرخ کبود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 757

اتفاق است آنکه هردشوار را آسان نمود

ورنه از تدبیر یک ناخن ‌گره نتوان‌ گشود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1475

ریشه‌واری عافیت در مزرع امکان نبود

هرکه در دلها مدارا کاشت جمعیت درود

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1477

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور