صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 156

غزل شمارهٔ 156

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یدهرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
گل بر رخت‌گشود نقاب‌کشیده را
آیینه آب داد ز روی تو دیده را
22
عمریست درسم‌از لب‌لعل خموش تست
یعنی شنیده‌ام سخن ناشنیده را
33
ماییم و حیرتی و سر راه انتظار
امید منقطع نشود دام چیده را
44
نتوان به وحشت از سر آسودگی‌گذشت
دام ره است‌گوش صدای رمیده را
55
خالی‌ست بزم صحبت ما ورنه در میان
فرصت‌کجاست اشک ز مژگان چکیده را
66
اندیشه فال وهم زد و عمر نام‌کرد
گرد رم به دام نفس واتپیده را
77
گرداب را نشد خس و خاشاک عیب‌پوش
مژگان ندوخت چاک گریبان دیده را
88
دردسر زبان مده از حرف نارسا
از خم برون میار می نارسیده را
99
در زیر چرخ یک مژه راحت طمع مدار
آفت‌شناس سایهٔ سقف خمیده را
1010
کرد آب بی‌زبانی مینای بسملم
در موج خون صداست‌گلوی بریده را
1111
خواری جزای پای ز دامن‌کشیدن است
دریاب اشک از مژه بیرون دویده را
1212
تا زندگی‌ست عمر اقامت نصیب نیست
وحشت شکسته دامن صبح دمیده را
1313
در دام اضطراب‌کشد عشق را هوس
آرام نیست آتش خاشاک دیده را
1414
بیدل به دام سبحه محال است فکر صید
بی‌موج باده طایر رنگ پریده را
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده را

ناتوانی سخت افشرده‌ست نبض جاده را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 155

اگلی نظم

نیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشت‌پیشه را

دانهٔ ما دامِ راه خویش داند ریشه را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 157

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

با زلف کار نیست رخ یار دیده را

ره می گزد چو مار، به منزل رسیده را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 738

طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟

آرام نیست کشتی طوفان رسیده را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 739

از تو نوشت و داد دل آرمیده را

غم نامه های شسته و صد ره دریده را

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 22

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00