صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2332

غزل شمارهٔ 2332

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ماوردهایم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نسخهٔ هیچیم‌، وهمی از عدم آورده‌ایم

ما و من حرفی‌ که می‌گردد رقم آورده‌ایم

2

خامشی بی آه و گفت‌وگوی باب ناله نیست

یک نفس سازیم و چندین زیر و بم آورده‌ایم

3

هیچ نقش از پردهٔ معدومی ما گل نکرد

یک‌قلم خاکستریم‌، آیینه کم آورده‌ایم

4

ای فلک از ما ضعیفان بیش از این طاقت مخواه

چون مه نو خویش را بر پشت خم آورده‌ایم

5

آفتابی‌ کرد رنگ طاقت ما احتیاج

تا به‌خاطر سایهٔ دست کرم آورده‌ایم

6

بر درت پیشانی خجلت شفیع ما بس است

سجده‌ای در بار ما گر نیست نم آورده‌ایم

7

عمرها نامحرم جیب تأمل تاختیم

تاکنون ما و خیالت سر بهم آورده‌ایم

8

کو تنزه سجده‌ای تا آبرو بندیم نقش

زحمتی بر خاک پایت از قسم آورده‌ایم

9

صبح ما روشن سواد نسخهٔ آرام نیست

سطر گردی در خیال از مشق رم آورده‌ایم

10

دست عجز ما صلای جلوه‌ای دارد بلند

عرصه حیرانی است از مژگان علم آورده‌ایم

11

اینقدر رقص سپند ما به‌امید فناست

ناله در باریم اما سرمه هم آورده‌ایم

12

سعی ما واماندگان سر منزلی دیگر نداشت

همچو لغزش زور بر نقش قدم آورده‌ایم

13

همت ما چون سحر منت‌کش اسباب نیست

اینقدر هستی که داریم از عدم آورده‌ایم

14

حاصل جمعیت اسباب جز عبرت نبود

مفت ما بیدل‌ که مژگانی بهم آورده ایم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در جگر صد رنگ توفان ‌کرده‌ایم

تا سرشکی نذر مژگان کرده‌ایم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2331

اگلی نظم

صبح است و ما دماغ تمنا رسانده‌ایم

چون شمع بوسهٔ مژه تا پا رسانده‌ایم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2333

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور