بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 189غزل شمارهٔ 189شاعر: بیدل دهلویوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: یدماصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبیثمری حصار شد در چمن امید ماطرهٔ امن شانهزد سایهٔ برگبید ما22نقل کریںآینهداری فنا ناز هوس نمیکشدخط به رقمکشیدهاند از ورق سفید ما33نقل کریںدردسر جهان رنگ درخور دانش است و بسنیست بهکسب عافیت غیرجنون مفید ما44نقل کریںدعوی احتیاج پوچ خجلت سعیکس مبادقفل جهان بیدری زنگ زد ازکلید ما55نقل کریںعبرت چشم بسملیم، پردهٔ فقر ما مدرآستر است ابرهٔ خلعت روز عید ما66نقل کریںگر فکند تبسمتگل به مزار عاشقانبال سحرکشد نفس ازکفن شهید ما77نقل کریںنیست چو التفات دل میکدهٔ تعلقیآبله پایی نفس شد قدح نبید ما88نقل کریںربشهٔ تخموحدتیم از تکوپوی مامپرسصرف هزار جاده است منزل ناپدید ما99نقل کریںخاک مزار عبرتیم، پردهٔ ساز غیرتیمزخمه به برق میزند ممتحن نشید ما1010نقل کریںبیدل ازینکف غبارکز دل خاک جستهایمپردهدر تحیر است،گفت تو و شنید ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز گفتوگو نیامد صیدِ جمعیت به بند مامگر از سعیِ خاموشی نفسگیرد کمند مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 188اگلی نظملغزشی خورده ز پا تا سر ماخنده دارد خط بیمسطر مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 190◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز گفتوگو نیامد صیدِ جمعیت به بند مامگر از سعیِ خاموشی نفسگیرد کمند مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 188