بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 189غزل شمارهٔ 189شاعر: بیدل دهلویوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: یدماصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبیثمری حصار شد در چمن امید ماطرهٔ امن شانهزد سایهٔ برگبید ما2نقل کریںآینهداری فنا ناز هوس نمیکشدخط به رقمکشیدهاند از ورق سفید ما3نقل کریںدردسر جهان رنگ درخور دانش است و بسنیست بهکسب عافیت غیرجنون مفید ما4نقل کریںدعوی احتیاج پوچ خجلت سعیکس مبادقفل جهان بیدری زنگ زد ازکلید ما5نقل کریںعبرت چشم بسملیم، پردهٔ فقر ما مدرآستر است ابرهٔ خلعت روز عید ما6نقل کریںگر فکند تبسمتگل به مزار عاشقانبال سحرکشد نفس ازکفن شهید ما7نقل کریںنیست چو التفات دل میکدهٔ تعلقیآبله پایی نفس شد قدح نبید ما8نقل کریںربشهٔ تخموحدتیم از تکوپوی مامپرسصرف هزار جاده است منزل ناپدید ما9نقل کریںخاک مزار عبرتیم، پردهٔ ساز غیرتیمزخمه به برق میزند ممتحن نشید ما10نقل کریںبیدل ازینکف غبارکز دل خاک جستهایمپردهدر تحیر است،گفت تو و شنید ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز گفتوگو نیامد صیدِ جمعیت به بند مامگر از سعیِ خاموشی نفسگیرد کمند مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 188اگلی نظملغزشی خورده ز پا تا سر ماخنده دارد خط بیمسطر مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 190آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز گفتوگو نیامد صیدِ جمعیت به بند مامگر از سعیِ خاموشی نفسگیرد کمند مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 188