صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2378

غزل شمارهٔ 2378

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ویم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نه لفظ از پرده می‌جوشد نه معنی می‌دهد رویم

همان یک رفتن دل می‌کند گرد آنچه می‌گویم

2

مپرس ازمزرع بیحاصل نشو و نمای من

چو تخم اشک می‌کارم گداز ناله می‌رویم

3

به چندین ناز خونم می‌چکد در پردهٔ حسرت

تغافل بسملم یعنی شهید تیغ ابرویم

4

ندارم از هجوم ناتوانی رنگ گرداندن

به رنگ سایه گر آتش نهی در زیر پهلویم

5

ز بس شخص نمودم آب شد از شرم پیدایی

عرق می‌چینم از آیینه گر تمثال می‌جویم

6

تو فرصت وانما تا من کنم تدبیر آرایش

به رنگ دود شمع‌ از شانه دارد شرم‌ گیسویم

7

به جا وامانده‌ام چون شمع لیک از ننگ افسردن

به دوش شعله محمل می‌کشد عجز تک و پویم

8

نی‌ام گوهر که هر یکقطره آبم بگذرد از سر

اگرتوفان مدّ چون موج بوسد پای زانویم

9

غرور هستی‌ام با تیغ نازش بر نمی‌آید

به این گردن که می‌بینی به صد باریکی مویم

10

ز عدل ناتوانی ناله را با کوه می‌سنجم

درین بازار سنگ کم نمی‌گردد ترازویم

11

چو شبنم تا درین گلزار عبرت چشم وا کردم

حیا غیر از عرق رنگی دگر نگذاشت بر رویم

12

نگردی غافل از فیض سواد معنی‌ام بیدل

تماشا بر سحر می‌خندد ازگلهای شببویم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فسردن نیست ممکن دست بردارد ز پهلویم

رگ خواب است چون مخمل ز غفلت هر سر مویم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2377

اگلی نظم

به‌کنج نیستی عمریست جای خویش می‌جویم

سراغ خود ز نقش بوریای خویش می‌جویم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2379

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم

سفیدی می کند راه فنا از هر سر مویم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5595

به هرجا رفته‌ام از خویشتن راه تو می‌پویم

اگر نزدیک اگر دورم غبار آن سر کویم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2376

فسردن نیست ممکن دست بردارد ز پهلویم

رگ خواب است چون مخمل ز غفلت هر سر مویم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2377

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور