صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2376

غزل شمارهٔ 2376

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ویم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به هرجا رفته‌ام از خویشتن راه تو می‌پویم

اگر نزدیک اگر دورم غبار آن سر کویم

2

هوای ناوکی دارم ‌که هرجا گل‌ کند یادش

ببالد استخوان مانند شاخ گل به پهلویم

3

به مضراب خیالی می‌کند توفان خروش من

زبان رشتهٔ سازم، نمی‌دانم چه می‌گویم

4

به گردون گر رسم از سجدهٔ شوقت نی‌ام غافل

چو ماه نو جبینی خفته در محراب ابرویم

5

دوتا شد پیکر و آهی نبالید از مزاج من

نوا در سرمه خوابانیده‌تر از چنگ گیسویم

6

نشاند آخر وداع فرصتم در خاک نومیدی

غباری از تپش واماندهٔ جولان آهویم

7

تحیر خون شد از نیرنگ سحرآمیزی الفت

که من تمثال خود می‌بینم و آیینهٔ اویم

8

به تکلیف بهارم می‌دهی زحمت، نمی‌دانی

به‌جای گل دل خون‌گشته‌ای دارم که می‌بویم

9

تمیز رنگ حالم دقت بسیار می‌خواهد

که من از ناتوانی در نظرها رستن مویم

10

چو شمعم گر به این رنگست شرم‌ساز پیمایی

عرق گل می‌کنم چندان که رنگ خویش می‌شویم

11

چو آن مویی که آرد در تصور کلک نقاشش

هنوز از ناتوانی‌ها به پهلو نیست پهلویم

12

به ضبط خود چه پردازد غبار ناتوان من؟

نسیم کویش از خود رفتنی می‌آورد سویم

13

چنان محو تماشای گریبان خودم بیدل

که پندارم خیال او سری دارد به زانویم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صبح تمنا دمید، دل چمنستان ‌کنیم

یوسف ما می‌رسد آینه سامان ‌کنیم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2375

اگلی نظم

فسردن نیست ممکن دست بردارد ز پهلویم

رگ خواب است چون مخمل ز غفلت هر سر مویم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2377

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم

سفیدی می کند راه فنا از هر سر مویم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5595

فسردن نیست ممکن دست بردارد ز پهلویم

رگ خواب است چون مخمل ز غفلت هر سر مویم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2377

نه لفظ از پرده می‌جوشد نه معنی می‌دهد رویم

همان یک رفتن دل می‌کند گرد آنچه می‌گویم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2378

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور