صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 310

غزل شمارهٔ 310

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: ونها

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

در فکر حق و باطل خوردیم عبث خون‌ها

این صنعت الفاظ است یا شوخی مضمون‌ها

2

بر هرچه نظر کردیم کیفیت عبرت داشت

گردون ز کجا واکرد دکانچهٔ معجون‌ها

3

نظم گهر معنی چون نثر فراهم نیست

از بس که جنون انگیخت بی‌ربطی موزون‌ها

4

در خلق ادب‌ورزی خاصیت افلاس است

فقر این همه سامان کرد موسایی و قارون‌ها

5

بر نیم درم حاجت صد فاتحه باید خواند

هرجا در جودی بود شد مرقد مدفون‌ها

6

جز کنج مزار امروز کس دادرس کس نیست

انسان چه کند با این خرس و سگ و میمون‌ها

7

تدبیر تکلف چند بر عالم آزادی

معموره قیامت کرد در دامن هامون‌ها

8

تا بی‌نفسی شوید آلودگی هستی

چون صبح به گردون رفت جوش کف صابون‌ها

9

غواصی این دریا بر ضبط نفس ختم است

در شکل حباب اینجاست خم‌ها و فلاطون‌ها

10

از عشق چه می‌گویی‌، از حسن چه می‌پرسی

مجنون همه لیلی گیر، لیلی همه مجنون‌ها

11

بیدل خبر خلوت از حلقهٔ در جستم

گفت آنچه درون دارد پیداست ز بیرون‌ها

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدن‌ها

نمی‌بایست از خاک اینقدر دامن کشیدن‌ها

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 309

اگلی نظم

وفاق تخم ثباتی نکاشت در دل و دین‌ها

به حکم یأس دمیدیم از این فسرده زمین‌ها

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 311

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور