بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 859غزل شمارهٔ 859شاعر: بیدل دهلویوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: تورفتہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعمرگذشته بر مژهام اشک بست و رفتپرواز صبح، بیضهٔ شبنم شکست و رفت2نقل کریںاز خود تهی شوید و ز اوهام بگذریدخلقی درین محیط به کشتی نشست و رفت3نقل کریںاز نقد و جنس حاصل اینکارگاه وهمدیدیم باد بودکه آمد به دست و رفت4نقل کریںرفتن قیامتیستکه پا لغز کس مبادهرچند حقپرست، شد اتشپرست و رفت5نقل کریںپوشیده نیست رسم خرابات ما و منهرکس بهه یکدو جام نفسگشت مست و رفت6نقل کریںدر سینه داشتم دلکی عاقبت نماندآه این سپند سوخته با ناله جست و رفت7نقل کریںبند کشاکش نفس آخر گسیخت عمربا خویش برد ماهی پر زور شصت و رفت8نقل کریںچشم گشوده وحشت دل را بهانه بودشاهین بیتماغه رها شد ز دست و رفت9نقل کریںکس محرم پیام دم واپسین نشدکز دل چه مژده داد به دل پست پست و رفت10نقل کریںشمعی زبان موعظت بزم گرم داشتگفتم چسان روم ز در دل نشست و رفت11نقل کریںبیدل غبار قافلهٔ اعتبار ماباری دگر نداشت همین چشم بست و رفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآخر سیاهی از سر داغم بهدر نرفتزین شب چوموی چینی امید سحر نرفتبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 858اگلی نظمدی به شبنم گریهٔ ما نوگلی خندید و رفتاز زبان اشک هم درد دلی نشنید و رفتبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 860زمینہم وزن و قافیہ نظمیںرفتی به بزم غیر و نکونامی تو رفتناموس صدقبیله ز یک خامی تو رفتنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 140آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآخر سیاهی از سر داغم بهدر نرفتزین شب چوموی چینی امید سحر نرفتبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 858
اگلی نظمدی به شبنم گریهٔ ما نوگلی خندید و رفتاز زبان اشک هم درد دلی نشنید و رفتبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 860
رفتی به بزم غیر و نکونامی تو رفتناموس صدقبیله ز یک خامی تو رفتنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 140