صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2626

غزل شمارهٔ 2626

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اراینه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بوی وصلی هست در رنگ بهار آینه

می‌گدازم دل که گردم آبیار آینه

2

نیست ممکن حسرت دیدار پنهان داشتن

بر ملا افکند جوهر خار خار آینه

3

کیست تا فهمد زبان بی‌دماغیهای من

نشئهٔ دیدار می‌خو‌اهد غبار آینه

4

غفلت دل پردهٔ ساز تغافلهای اوست

جلوه خوابیده‌ست یکسر در غبار آینه

5

بسکه محو جلوهٔ او گشت سر تا پای من

حیرتم عکس است اگر گردم دچار آینه

6

نور دل خواهی به فکر ظ‌اهر آرایی مباش

جوش زنگار است و بس نقش و نگار آینه

7

عرض جوهر نیست غیر از زحمت روشندلان

موی چشم آرد برون خط بر غبار آینه

8

حسن اگر از شوخی نظاره دارد انفعال

بی‌نگاهی می‌تواند کرد کار آینه

9

شوخی اوضاع امکان حیرت اندر حیرت است

چند باید بودنت آیینه‌دار آینه

10

عرصهٔ جولان آگاهی ندارد گرد غیر

هم به روی خویش می‌تازد سوار آینه

11

در مراد آب و رنگ از ما تحیر می‌خرند

بر کف دست است جنس اعتبار آینه

12

غیر حیرتخانهٔ دل مرکز آرام نیست

چون نفس غافل مباشید از حصار آینه

13

انتظاری نیست بیدل دولت جاوید وصل

حسرتم تا چند پردازد کنار آینه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پرتوت هر جا بپردازدکنار آینه

آفتاب آید به‌گلگشت بهار آینه

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2625

اگلی نظم

زد عرق پیمانه حسنی ساغر اندر آینه

کرد توفانها بهشت و کوثر اندر آینه

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2627

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

پرتوت هر جا بپردازدکنار آینه

آفتاب آید به‌گلگشت بهار آینه

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2625

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور