صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1252

غزل شمارهٔ 1252

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انشد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

رم وحشی نگاه من غبارانگیز جولان شد

سواد دشت امکان شوخی چشم غزالان شد

2

به ذوق جلوهٔ او از عدم تا سر برآوردم

چو توفان بهار از هرکف خاکم‌گریبان شد

3

خموشی را زبانها می‌دهد اعجاز حسن او

به چشمش سرمه تا بر خویشتن بالید مژگان شد

4

بقدر شوخی خطش سیاهی می‌کند داغم

ز هر دودی کز آنجا گرد کرد اینجا چراغان شد

5

طبیعت موج همواری زد از نومیدی مطلب

بلند و پست‌ ما را دست ‌بر هم سوده سوهان شد

6

حجاب‌اندیش ‌خورشید حضور کیست ‌این گلشن

که‌ گل چون صبح در گرد شکست ‌رنگ پنهان شد

7

به رو‌ی غیر در بستم ز رنج جستجو رستم

چراغ خلوتم آخر نگاه پیر کنعان شد

8

بهار صد گلستان مشربم از تازه‌روییها

چو صحرایم گشاد جبه طرح‌انداز دامان شد

9

زگنج فقر نقد عافیت جستم ندانستم

که خواهد بوریا هم بهر فریادم نیستان شد

10

درین حرمان‌سرا قربی به این دوری نمی‌باشد

منی در پرده می‌کردم تصور او نمایان شد

11

به مژگان بستنی ‌کوته کنم افسانهٔ حسرت

حریف انتظار مطلب نایاب نتوان شد

12

سراپا معنی دردم عبارت ختم‌ کن بیدل

که من هر جا گریبان چاک‌ کردم ناله عریان شد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ترکِ آرزو کردم رنجِ هستی آسان‌ شد

سوخت پرفشانی‌ها کاین قفس ‌گلستان شد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1251

اگلی نظم

قیامت خنده‌ریزی بر مزار من‌ گل ‌افشان شد

ز شور آرزو هر ذرّهٔ خاکم نمکدان شد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1253

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

رگ جانها به هم پیوسته شد زلف پریشان شد

لطافتهای عالم گرد شد سیب زنخدان شد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3078

دل اسباب طرب گم کرده در بند غم نان شد

زراعتگاه دهقان می شود چون باغ ویران شد

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153

قیامت خنده‌ریزی بر مزار من‌ گل ‌افشان شد

ز شور آرزو هر ذرّهٔ خاکم نمکدان شد

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1253

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور