بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 42غزل شمارهٔ 42شاعر: بیدل دهلویوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ونکردصحراراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنگاه وحشی لیلی چه افسون کرد صحرا راکه نقش پای آهو چشم مجنون کرد صحرا را2نقل کریںدل از داغ محبت گر به این دیوانگی بالدهمان یک لاله خواهد تشت پرخون کرد صحرا را3نقل کریںبهار تازهرویی حسن فردوسی دگر داردگشاد جبهه رشک ربع مسکون کرد صحرا را4نقل کریںبه پستی درنمانی گر به آسودن نپردازیغبار پرفشان هم دوش گردون کرد صحرا را5نقل کریںدماغ اهل مشرب با فضولی برنمیآیدهجوم این عمارتها دگرگون کرد صحرا را6نقل کریںز خودداری ندانستیم قدر عیش آزادیدل غافل به کنج خانه مدفون کرد صحرا را7نقل کریںندانم گردباد از مکتب فکر که میآیدکه این یک مصرع پیچیده موزون کرد صحرا را8نقل کریںبه قدر وسعت است آماده استعداد ننگی همبلندی ننگ چین بر دامن افزون کرد صحرا را9نقل کریںغبارم را ندانم در چه عالم افکند یا ربغم آزادیای کز شهر بیرون کرد صحرا را10نقل کریںبه کشتی از دل مأیوس باید بگذرم بیدل شکست این آبله چندان که جیحون کرد صحرا را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنفس آشفته میدارد چو گل جمعیت ما راپریشان مینویسد کلک موج احوال دریا رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 41اگلی نظمدو روزی فرصت آموزد درود مصطفا ما راکه پیش از مرگ در دنیا بیامرزد خدا ما رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 43آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنفس آشفته میدارد چو گل جمعیت ما راپریشان مینویسد کلک موج احوال دریا رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 41
اگلی نظمدو روزی فرصت آموزد درود مصطفا ما راکه پیش از مرگ در دنیا بیامرزد خدا ما رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 43