بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 113غزل شمارهٔ 113شاعر: بیدل دهلویوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اکبرداردمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکیستکز راه تو چون خاشاک بردارد مراشعله جاروبیکند تا پاک بردارد مرا22نقل کریںشمع خاموشی به داغ سرنگونی رفتهامتاکجا آن شعلهٔ بیباک بردارد مرا33نقل کریںننگ دارد خاک هم از طینت بیحاصلمخون نخجیرم، چسان فتراک بردارد مرا44نقل کریںهستیامعهدی بهنقش سجدهٔ او بستهستخاک خواهم شد اگر از خاک بردارد مرا55نقل کریںصد فلک ریزد غبار دامن افشاندهامیک شررگر شعلهٔ ادراک بردارد مرا66نقل کریںصبح بیسرمایهای احرام از خود رفتنمکوگریبان تا به دوش چاک بردارد مرا77نقل کریںبار اسبابگرانجانیست سر تا پای منکیست غیر از خاطر غمناک بردارد مرا88نقل کریںپیکرمگردد غبار یأس و برخیزد ز خاکبهکه دست منت افلاک بردارد مرا99نقل کریںنشئهای از درد مخموری به خاک افتادهامشوق میخواهم به دست تاک بردارد مرا1010نقل کریںگرد من بیدل هوای عرصهگاه نیستیستاز تپیدن هرکهگردد خاک بردارد مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم راتیغ میلی میکشد خوابگران زخم رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 112اگلی نظمزین وجودیکز عدم شرمنده میگیرد مراگریهام گر درنگیرد، خنده میگیرد مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 114◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم راتیغ میلی میکشد خوابگران زخم رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 112
اگلی نظمزین وجودیکز عدم شرمنده میگیرد مراگریهام گر درنگیرد، خنده میگیرد مرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 114