صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1614

غزل شمارهٔ 1614

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: امرسید

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا حنا‌ ازکفت به‌کام رسید

شفق رنگ گل به شام رسید

2

مژده ای دل بهار می‌آید

قاصد بوی گل پیام رسید

3

تا عدم شد نفس‌شمار خیال

ذرّهٔ ما به انقسام رسید

4

هرچه دارد زمانه عاریت است

حق خود خواستیم و وام رسید

5

.گل این باغ سرخوش وهم است

باده‌ها از هوا به جام رسید

6

اوج اقبال‌، نردبانها داشت

سعی لنگید تا به بام رسید

7

به مقامی ‌که راه جهد گم است

لغزش پا به نیم‌گام رسید

8

عزم طاووس ما بهشتی بود

پرکشیدن به فهم دام رسید

9

یأس طبل نشاط دل بوده است

از شکست این نگین به نام رسید

10

نوبر باغ اعتبار مباش

هرچه اینجا رسید خام رسید

11

خواجه‌گر بهرهُ نشاط گزفت

خواب مخمل به احتلام رسید

12

عزت و آبروی این محفل

همه از خدمت‌ کرام رسید

13

آه مقصود دل نفهمیدم

بر من این نسخه ناتمام رسید

14

بیدل از خویش بایدت رفتن

ورنه نتوان به آن خرام رسید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سرکشی می‌خواستیم از پا نشستن در رسید

شعله را آواز سدادیم خاکستر رسید

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1613

اگلی نظم

در غمت آخر به جایی‌کار بیدادم رسید

کز تپیدن سرمه شد هرکس به فریادم رسید

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1615

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور