صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1615

غزل شمارهٔ 1615

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ادمرسید

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

در غمت آخر به جایی‌کار بیدادم رسید

کز تپیدن سرمه شد هرکس به فریادم رسید

2

مکتب آفاق از بس درسگاه عبرت است

گوشمالی بود هر حرفی‌کز استادم رسید

3

سینه را ازتیر و، دل را نیست از زخم سنان

بی‌قدت آن آفتی کز سرو و شمشادم رسید

4

دامگاه شوق چون من صید محرومی نداشت

ناله‌واری هم نماند از من ‌که صیادم رسید

5

عشق ضعفی داشت تا شد با مزاجم آشنا

سیل شبنم بود تا در محنت‌آبادم رسید

6

چون شرر داغ فنا نتوان زدود از طینتم

چشم‌ زخمی بود معدومی‌ کز ایجادم رسید

7

گریه‌گو خون شو که من از یاس مطلب سوختم

تا کنم سامان آب آتش به بنیادم رسید

8

حسرتی در پرده نومیدی دل دشتم

سوختنها چون سپند آخر به فریادم رسید

9

یار دارد پرسش احوال دورافتادگان

کو فراموشی‌که‌گویم نوبت یادم رسید

10

سنگ هم گر واشکافی یار می‌آید برون

این صدا از بیستون و سعی فرهادم رسید

11

قاصد شوق از کمین نارسایی ایمن است

ناله‌ای دارم که در هر جا فرستادم رسید

12

شعلهٔ‌افسرده بیدل شهپر خاکستر است

در هوایش هرکه رفت از خود به امدادم رسید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا حنا‌ ازکفت به‌کام رسید

شفق رنگ گل به شام رسید

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1614

اگلی نظم

منتظران بهار فصل شکفتن رسید

مژده به ‌گلها برید یار به‌ گلشن رسید

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1616

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور